محمد تقي المجلسي (الأول)
61
يك دوره فقه كامل فارسى (فارسى)
ميان قضا و فديه و مسافر حكم مريض دارد در اين هنگام پيش بعضى و اگر مريض به نگردد و بميرد پيش از ان كه قضا تواند كرد نه قضا واجب باشد و نه كفارت و ليكن قضا سنّت است ولى را و اگر قادر بود بر قضا و بميرد پيش از ان واجب باشد قضا بر ولى و ولى بزرگترين پسر انست اگر نباشد بزرگترين فرزندان اگر نباشد بزرگترين خويشان از مردان و اگر نباشد از زنان و اگر دو ولى باشند يا زياده بخش نمايند و اگر يكروز منكسر گردد حكم فرض كفايه داشته باشد و اگر ولى ديگريرا به اجاره گيرد صحيح باشد و سنّت است در قضا پياپى داشتن و ترتيب در ان واجب نيست و بر كسى كه روزهء واجب باشد از قضاى رمضان و غير ان جائز نيست او را روزهء سنّت داشتن و روزهء سنّت واجب نميشود بشروع و جائز است ابطال ان و ليكن سنّت است اتمام ان و بعد از زوال مبالغه بيشتر است و اگر نذر روزهء روز معيّن كند يا روزهاى معيّن و انها در سفر اتفاق افتد يا در مرض افطار كند قضا نمايد و اگر بر كسى واجب باشد صوم دهر به نذر قضاى رمضان لازم باشد كه قضاى رمضان مقدّم دارد بر نذر و هيچ كفارت برو نباشد اگر افطار از براى عذرى بوده باشد و هر روزه كه شرط است در ان پياپى داشتن همچو كفارت و نذر مقيد بدان اگر در اثناى ان افطار نمايد از براى عذرى انرا تمام كند بعد از زوال عذر و اگر بيعذرى افطار نمايد از سر گيرد الّا كسى كه برو دو ماه پياپى واجب است چون يك ماه و يكروز بدارد جائز است او را افطار بعد از ان و همچنين كسى كه برو يك ماه پياپى واجب است چون پانزده روز بدارد و كسى كه برو سه روز پياپى بدل هدى واجب است جائز است كه افطار نمايد بعيد بعد از دو روز و كسى كه برو روزهء دو ماه پياپى واجب است و او عاجز باشد جائز نيست او را روزهء دو ماه بلكه هيجده روز روزه بدارد و اگر اصلا روزه نتواند داشت استغفار كند و مرد پير و زن پير چون از روزه عاجز شوند و همچنين كسى كه تشنگى برو غالب است و اميد بهى ندارد افطار كنند و صدقه بدهند از هر روزى بيكمدّ طعام پس اگر بعد از ان قادر شوند قضا نمايند و زنيكه او را وضع حمل نزديك است يا شير طفلش كمست و صاحب تشنگى كه اميد بهبودى ندارد افطار نمايند و قضا كنند با صدقه و مكروه است كسى را كه افطار مىنمايد طعام و ابرا پرخوردن و جماع كردن و اگر مسافر اكراه كند زوجهء حاضرهء خود را بر جماع واجب بود برو كفارت از براى زن نه از براى خود و اگر بعد افطار سفر كند پيش از زوال به اختيار كفارت ساقط نشود و اگر باضطرار سفر كند نيز ساقط نگردد پيش بعضى و همچنين است اگر فرض روزه بوجهى ديگر ساقط گردد از حيض و نفاس و جنون و بيهوشى و مانند ان باب هفتم در ثبوت شهر رمضان ثابت مىشود رمضان بديدن ماه و اگر چه تنها باشد و بگواهى دو عدل بر ان و بفاش گشتن و بگذشتن سى روز از شعبان و اگر چه حاكمى بانحكم ننمايد و شهرهايى كه به يكديگر نزديكند همچو بصره و بغداد يكحكم دارند نه شهرهاى دور همچو بغداد و مصر و اگر اوّل شعبان معلوم نباشد رجبرا سى بشمارند و شعبانرا سى و اگر اوّل هيچماهى معلوم نباشد از رمضان سال گذشته پنجروز بشمارند و بعد از ان اوّل رمضان سال اينده باشد و در سال كبيسه شش روز بشمارند و اگر ماه بيند و سفر كند بشهرى دور و در انجا شب سى و يكم ماه نبيند روزه دارد با ايشان و اگر شب بيست و نهم ماه به بينند روزه بگشايد و سنّت است طلب ماه شك و خواندن دعا گاهى كه ماه بيند و بعضى واجب داشتهاند كه بخوانند نزد هلال رمضان ايندعا را الحمد للّه الذى خلقنى و خلقك و قدّر منازلك و جعلك مواقيت للنّاس اللّهم اهله علينا اهلا مباركا اللّهم ادخله علينا بالسّلامة و الاسلام و اليقين و الايمان و البرّ و التّقوى و التّوفيق لما تحبّ